ميرزا محمد على وفا زواره اى

135

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

مقوم دين مبين ، مروّج ملّت ، سيّد المرسلين ، شير معركهء شجاعت ، شاه اريكهء شفاعت ، خامس آل عبا ، سيّد الشّهداء - عليه آلاف التحية و الثّناء ، روحى « 1 » له الفداء - مسمى به « طوفان البكاء » تلفيق كرده ، ديباچه را به نام نامى و اسم سامى آن جناب مستطاب ، موشح آورده ، به نظر كيميا اثر جنابش رسانيده . آن طبع بلند « 2 » آسمان مانند را مقبول و عنايات بلانهايات آن حضرت را مشمول آمد . اينك در سايه بلندپايهء جنابش ، هر روز ، مورد لطفى تازه و موقع عنايتى بىاندازه است . صحبتش ، كاتب را مقدور و از مصاحبتش ، مسرور آمد « 3 » . الحق ، جوانى خوش‌طينت و نيكوفطرت است . قدرت طبعش را گواه اين بس‌كه با آن كه سنين « 4 » عمر شريفش هنوز از چهل تجاوز نكرده يك‌صد و بيست هزار بيت منظوم آورده است . تفصيل منظوماتش ؛ احسن صور ، راز و نياز ديوان قصايد و غزليّات ، كتاب طوفان البكاء . يكى از جهّال شعراى اصفهان كه جز ايرادات جاهلانه نداند و توسن ، جز در ميدان عيب‌جويى نراند ، در اين مورد گفت : « چه بودى كه مولاناى جوهرى اهتمامى كه در كميّت اشعار فرموده ، قدرى از آن را در كيفيت آن نموده بود » . مولانا نظامى فرمايد : بيت لاف از سخن چو دُر توان زد * آن خشت بود كه پُرتوان زد 91 گفتم : شعر ديدهء بدخواه كه بركنده باد * عيب نمايد هنرش در نظر ور هنرى دارى « 5 » و هفتاد عيب * دوست نبيند به‌جز آن يك هنر 92 هيهات ، هيهات ، هذا اصعب من جمع الاضداد بل دونه خرط القتاد ، 93 مع هذا ، نه آن است كه در اشعارش ، فتورى و در ساختن و پرداختش ، قصورى باشد . آنچه از اشعارش به نظر رسيده در غايت رزانت و نهايت متانت است و اين معنى ، از قصيده‌اى « 6 » كه در منقبت و مدحت در سلك نظم ، منسلك آورده و قدرى از آنها در اين سفينه ، ثبت افتاده ، معلوم اهل دانش و مشهود اهل بينش مىتواند گرديد .

--> ( 1 ) - روحى و روح العالمين ( 2 ) - ( ندارد ) ( 3 ) - مىگردد ( 4 ) - ( ندارد ) ( 5 ) - دارد ( 6 ) - دو قصيده‌اى